
از کجا شروع شد؟
سالها پیش، وقتی هنوز معلم جوانی بودم، تصورم از «کلاس موفق» خیلی ساده بود:
همهی بچهها باید با هم یاد بگیرند، با هم جلو بروند، و با هم برسند.
اما واقعیت کلاسهای من چیز دیگری بود:
دانشآموزانی که بعضی از آنها پر میکشیدند، و بعضیها، مثل برگهای خیس پاییز، آرام و سنگین حرکت میکردند.
سؤالهایی که در ذهنم تکرار میشد این بود:
آیا باید آنهایی را که جا میمانند، هل بدهم؟
آیا باید منتظرشان بمانم؟
یا راهی هست که مسیر را برای همه لذتبخش و قابل عبور کنم؟
تفاوت در سرعت یادگیری؛ چیزی طبیعی، نه نگرانکننده
خیلی زود یاد گرفتم که تفاوت در سرعت یادگیری نهتنها طبیعی است، بلکه فرصتی برای من به عنوان معلم است تا آموزش را انسانیتر طراحی کنم.
عواملی مثل:سبکهای یادگیری متفاوت، سطح آگاهی قبلی، وضعیت روانی، انگیزشی یا حتی تغذیه و خواب،همه در سرعت یادگیری تأثیر دارند.و مهمتر از همه اینکه:
✅هیچ سرعتی، همیشگی نیست.
دانشآموزی که امروز با سرعت کمتری یاد میگیرد، فردا ممکن است با انگیزهای تازه بدرخشد.
روایت من: گودال یادگیری در کلاس چهارم
در یکی از سالهایی که کلاس چهارم درس میدادم، به جایی رسیدم که دیدم بایددربارهی فرایند یادگیری با بچهها حرف بزنم؛ نه اینکه فقط محتوای درسی ارائه بدهم. پس یک روز تخته را پاک کردم و با ماژیک رنگی، نقشهای ساده کشیدم:
مسیر یادگیری، از شروع تا رشد، با دستاندازها، گودالها، پلهها و مسیرهای انحرافی.
بچهها با تعجب نگاه میکردند. من گفتم: «بچهها! یادگیری همیشه مستقیم نیست.
گاهی یه جاهایی گیر میافتیم… اشتباه میکنیم… فکر میکنیم نمیفهمیم.
اونجاها، گودال یادگیری هستن. هرکسی میتونه بیفته. مهم اینه که بفهمه کجای مسیره، و بتونه بیرون بیاد.»
از آن روز به بعد، در کلاس من تابلویی اضافه شد به اسم:
«دستانداز امروز من… »
بچهها مینوشتند کجا گیر کردهاند. گاهی دربارهاش با هم حرف میزدیم. گاهی توی دفترچهی شخصیشان برایشان بازخورد مینوشتم.
و باور کن… همهیشان کمکم یاد گرفتند از گودال بیرون بپرند.

چه چیزی یاد گرفتم؟
یادگیری فقط «رسیدن» نیست؛ بلکه لذت بردن از مسیر هم هست.
وقتی بچهها بفهمند که اشتباه کردن بخشی از یادگیری است،وقتی از جا ماندن نترسند ،
وقتی برای خودشان هدف مشخصی داشته باشند…
✅ یادگیری برایشان شخصی، عمیق و ماندگار میشود.
حالا چطور کلاس را برای رشد همه طراحی میکنم؟
در ادامه ۳ راهکار را با تو به اشتراک میگذارم که واقعاً در کلاس من اثرگذار بودهاند
- یادگیری را متنوع میکنم.
خیلی وقتها از «درس دادن» فاصله میگیرم و یادگیری را به شکل بازی، داستان، نمایش یا پروژه درمیآورم.مثلاً:
ریاضی را با پازل چوبی تمرین میکنیم
درس علوم را با نمایش اجرا میکنیم
برای املای فارسی، بچهها داستانهای خودشان را مینویسند
اینطوری، هر بچه با روش خودش پیش میرود.
- 2. اشتباه را رسمی میکنم!
روی در کلاس، برگهای چسباندهام با عنوان:«اشتباهات امروز ما»
بچهها میدانند که اشتباه، بخشی از رشدشان است. با نوشتن آنها، نهتنها نمیترسند، بلکه نقاط ضعفشان را آگاهانهتر میشناسند.
- 3. بازخورد فردی میدهم؛ نه نمره
امسال برای اولین بار، دفترچهای طراحی کردم به اسم: «دفتر رشد من»در آن، هر هفته برای هر کودک دو جمله مینویسم:
یک نکتهی قوت
یک مسیر برای تمرین بیشتر
مثلاً:
«آفرین که این هفته پرسش بیشتری کردی. بیا هفته بعد بیشتر در بحثها شرکت کن.»
برای بعضی بچهها حتی نمودار کشیدم: پیشرفتشان در خواندن، دقت یا حتی اعتمادبهنفس را روی نمودار خودشان، نشان میدادم و باهم رشدشان را بررسی میکردیم.

تجربهی یکی از دانشآموزانم
یکی از دانشآموزانم، سحر، همیشه وسط صحبت دوستانش میپرید و موقع تدریس توجه لازم را نداشت.اما بعد از سومین هفتهی بازخورد، وقتی دید برایش نوشتهام:«امروز خیلی خوب گوش دادی!»در زنگ تفریح آمد و گفت:«خانم! دیدی من دیگه وسط حرف بقیه نمیپرم؟»
و من فهمیدم که حتی یک جمله، میتواند چراغ سبز مسیر یک کودک باشد.
ما انتخاب میکنیم :
ما انتخاب میکنیم که آموزش را تبدیل کنیم به:
یک مسابقه که بعضیها همیشه جلو هستند
یا یک سفر که هرکس با ریتم خودش، اما مطمئن، به رشد میرسد
من راه دوم را انتخاب کردهام.راهی که در آن، هر کودک مسیر خودش را دارد.و من، تنها نقش همسفر او را بازی میکنم.
حالا نوبت توست!
دوست دارم از تجربهی تو بشنوم:
در بخش نظرات سایت معلم توانمند بنویس:
تو چطور سرعتهای مختلف یادگیری را در کلاس مدیریت میکنی؟
آیا تجربهای از گودال یادگیری داری؟
چگونه بازخورد فردی دادهای؟
تجربهی تو میتواند برای من و دیگر معلمها، نوری در مسیر باشد…
پیشنهادهایی برای همراهی بیشتر:
کتاب یادگیری یادگیری نوشتهی باربارااوکلی نشر نوین
کتاب ذهن نامحدود نوشتهی جوبولر نشر نوین
خلاصهی کتاب یادگیری یادگیری سایت معلم توانمند