«از مهارت تا درآمد» مسیر ساخت کسب و کار مستقل برای معلمان
روز
ساعت
دقیقه
ثانیه
تا زمان بازگشت اینترنت جهانی در بله در کنارتون هستیم.
روز اول مدرسه را چطور شروع کنیم؟

روز اول مدرسه؛ قرار نیست همه‌چیز را همان روز درست کنید

روز اول مدرسه برای معلم یک جور شروع دوباره است.

حتی اگر بیستمین سال تدریستان باشد، باز هم صبح روز اول یک حس متفاوت دارد. کلاس را که می‌بینید، میزها مرتب‌اند، تخته تمیز است، دفتر حضور و غیاب آماده است و هنوز هیچ‌کس مدادش را گم نکرده، کسی با دوستش دعوا نکرده و هیچ‌کس نپرسیده:

«خانم اجازه، امروز تکلیف داریم؟»

چند دقیقه بعد اما همه‌چیز عوض می‌شود.

بچه‌ها یکی‌یکی وارد می‌شوند. یکی دنبال جای خودش می‌گردد. یکی دوستش را پیدا می‌کند. یکی با مادرش آمده و دلش نمی‌خواهد جدا شود. یکی از همان اول شروع می‌کند به حرف زدن. یکی هم گوشه کلاس ایستاده و ترجیح می‌دهد فعلاً هیچ‌کس با او کاری نداشته باشد.

و شما وسط این صحنه ایستاده‌اید و باید تصمیم بگیرید:

از کجا شروع کنم؟

واقعیت این است که روز اول قرار نیست همه‌چیز را حل کنید.

قرار نیست تمام قوانین و عادت‌های کلاس را آموزش دهید.

قرار نیست کتاب را جلو ببرید.

قرار نیست بفهمید کدام دانش‌آموز در تمام سال چه رفتاری خواهد داشت.

و حتی قرار نیست همان روز اول یک معلم فوق‌العاده به نظر برسید.

روز اول فقط قرار است یک چیز را بسازد:

شروع رابطه‌ای که قرار است ماه‌ها ادامه پیدا کند.

 
بخش اول | قبل از اینکه بچه‌ها بیایند، شما باید آماده باشید

روز اول مدرسه معمولاً خیلی سریع اتفاق می‌افتد.

یک لحظه دارید کلاس را نگاه می‌کنید و لحظه بعد، ۳۰ دانش‌آموز جلویتان ایستاده‌اند و هرکدام یک سؤال دارند.

برای همین، یکی از مهم‌ترین کارهای شما قبل از روز اول این است که تصمیم‌های روز اول را از قبل گرفته باشید.

نه اینکه همه‌چیز را دقیقه‌به‌دقیقه پیش‌بینی کنید.

فقط بدانید قرار است چه اتفاقی بیفتد.

مثلاً:

بچه‌ها که وارد شدند، کجا می‌نشینند؟

روی میز آنها چه چیزی قرار دارد؟

اولین فعالیت چیست؟

چطور حضور و غیاب می‌کنید؟

چه زمانی خودتان را معرفی می‌کنید؟

چه زمانی بچه‌ها با هم آشنا می‌شوند؟

قوانین کلاس را چه زمانی مطرح می‌کنید؟

اگر فعالیت زود تمام شد چه کار می‌کنید؟

اگر یکی از دانش‌آموزها همکاری نکرد چه؟

اگر والدین بخواهند با شما صحبت کنند چه؟

اینها سؤال‌هایی هستند که بهتر است قبل از ورود اولین دانش‌آموز برایشان جواب داشته باشید.

چون روز اول، مغز شما به اندازه کافی درگیر است.

لازم نیست همان لحظه تصمیم بگیرید:

«حالا چه کار کنم؟»

 
یک قاعده‌ی ساده:

برای روز اول همیشه بیشتر از نیازتان برنامه داشته باشید.

اگر یک فعالیت اضافه بماند، برای فردا استفاده‌اش می‌کنید.

اما اگر برنامه‌تان تمام شود و هنوز ۲۵ دقیقه تا زنگ باقی مانده باشد، آن ۲۵ دقیقه می‌تواند خیلی طولانی شود!

پس چند فعالیت کوتاه کنار دستتان داشته باشید؛ فعالیت‌هایی که نیاز به آماده‌سازی خاصی ندارند.

یک سؤال روی تخته.

یک بازی کلامی.

یک معمای ساده.

یک فعالیت دونفره.

یک نقاشی.

یک چالش کوتاه.

چیزی که بتواند در لحظه نجاتتان دهد.

و اگر می‌توانید، برنامه روز دوم را هم از قبل آماده کنید.

چون احتمالاً آخر روز اول، بیشتر از اینکه دلتان بخواهد برای فردا برنامه‌ریزی کنید، دوست دارید فقط به خانه بروید، کفش‌هایتان را دربیاورید و چند ساعت هیچ‌کس صدایتان نکند:

«خانم اجازه؟»

 
بخش دوم | اولین چند دقیقه؛ بچه‌ها هنوز شما را نمی‌شناسند

اولین برخورد با دانش‌آموزها خیلی مهم‌تر از چیزی است که به نظر می‌رسد.

هنوز هیچ‌کس نمی‌داند شما چه جور معلمی هستید.

دانش‌آموزها دارند شما را می‌خوانند.

از طرز سلام کردنتان.

از صدایتان.

از نگاهتان.

از اینکه وقتی یکی اشتباه می‌کند چه واکنشی نشان می‌دهید.

از اینکه وقتی کلاس شلوغ می‌شود، عصبانی می‌شوید یا نه.

پس اگر روز اول دانش‌آموزها را در صف می‌بینید، لازم نیست اولین چیزی که از شما می‌شنوند این باشد:

«بچه‌ها ساکت!»

«صف رو مرتب کنید!»

«صحبت نکنید!»

نظم لازم است.

اما اولین پیام شما می‌تواند چیز دیگری باشد:

«سلام بچه‌ها، خیلی خوش اومدین. من قراره امسال معلم شما باشم.»

یک لبخند.

یک نگاه.

یک سلام واقعی.

همین چیزهای کوچک به دانش‌آموز پیام می‌دهند:

«من اینجا دیده می‌شوم.»

بعد که وارد کلاس شدید، بهتر است جای نشستن بچه‌ها از قبل مشخص باشد.

«هر جا دوست دارید بشینید» شاید در نگاه اول جمله‌ای دوستانه باشد، اما خیلی زود کلاس را وارد یک مسابقه انتخاب صندلی می‌کند!

«من کنار فلانی.»

«خانم اجازه من جلو.»

«آقا من اینجا نمی‌شینم.»

«خانم اجازه، اون جای منه.»

روز اول بهتر است شما این تصمیم را بگیرید.

اسم دانش‌آموزها روی میزها باشد.

بعداً، وقتی شناختتان بیشتر شد، جای بچه‌ها را تغییر می‌دهید.

 
و یک ترفند ساده که روز اول را نجات می‌دهد

روی تخته، قبل از ورود بچه‌ها، یک فعالیت آماده کنید.

مثلاً:

تا وقتی همه وارد کلاس نشده‌اند، این کار را انجام بده:

اسم و فامیلت را بنویس.

کنار اسمت یک شکل بکش که چیزی درباره تو بگوید.

بعد برگه را روی میزت بگذار.

یا برای پایه‌های بالاتر:

سه چیز که دوست داری معلمت درباره تو بداند، بنویس.

همین فعالیت ساده چند کار را همزمان انجام می‌دهد.

بچه‌ها بلافاصله درگیر می‌شوند.

شما فرصت حضور و غیاب پیدا می‌کنید.

و مهم‌تر از همه، کلاس از همان دقیقه اول با «منتظر ماندن» شروع نمی‌شود.

 
بخش سوم | قرار نیست فقط خودتان را معرفی کنید؛ اجازه بدهید بچه‌ها شما را کشف کنند

حالا که کلاس آرام‌تر شده، نوبت معرفی است.

اما لطفاً معرفی خودتان را به یک رزومه تبدیل نکنید!

دانش‌آموز لازم نیست بداند شما دقیقاً در چه سالی از کدام دانشگاه فارغ‌التحصیل شده‌اید.

او می‌خواهد بداند:

«این آدم کیه؟»

می‌توانید چند کلمه روی تخته بنویسید:

۳ | کتاب | شمال | آشپزی | ساعت ۱۰

و بگویید:

«این پنج کلمه، پنج تا چیز درباره منه. حدس بزنید هرکدوم چه معنی‌ای داره.»

بچه‌ها حدس می‌زنند.

شاید درست بگویند، شاید هم کاملاً اشتباه!

اما همین اشتباه‌ها باعث گفت‌وگو می‌شود.

یا یک کیف بردارید و چند وسیله داخل آن بگذارید.

یک کتاب.

یک عکس.

یک یادگاری.

چیزی مربوط به یکی از علاقه‌مندی‌هایتان.

هر وسیله را بیرون بیاورید و بگویید:

«این وسیله چه چیزی درباره من می‌گه؟»

در واقع دارید بدون سخنرانی، خودتان را معرفی می‌کنید.

و حالا یک اتفاق جالب‌تر می‌تواند بیفتد:

بچه‌ها هم شروع می‌کنند به معرفی خودشان.

اما نه با همان سؤال‌های همیشگی:

«اسمت چیه؟»

«چه رنگی دوست داری؟»

«غذای مورد علاقه‌ات چیه؟»

یک بازی جذاب‌تر:

 
دو حقیقت و یک دروغ

هر دانش‌آموز سه جمله درباره خودش می‌گوید.

دو تا واقعی.

یکی دروغ.

بقیه باید حدس بزنند کدام دروغ است.

یا از بچه‌ها بخواهید یک «واقعیت کاملاً معمولی» درباره خودشان بگویند.

مثلاً:

«من صبح‌ها سخت بیدار می‌شم.»

«من موقع درس خوندن آب کنار دستم می‌ذارم.»

«من شب‌ها زود خوابم می‌بره.»

این مدل سؤال یک مزیت مهم دارد:

دانش‌آموز مجبور نیست برای جلب توجه، خودش را خاص نشان بدهد.

لازم نیست بگوید قهرمان فلان مسابقه بوده یا به پنج کشور سفر کرده.

گاهی یک جمله ساده درباره زندگی روزمره، شروع یک رابطه خیلی خوب است.

 
بخش چهارم | روز اول، روز خواندن آیین‌نامه کلاس نیست

یکی از وسوسه‌های بزرگ روز اول این است که همه قوانین را همان ابتدا بگوییم.

روی تخته:

قانون ۱…

قانون ۲…

قانون ۳…

قانون ۴…

قانون ۵…

و بعد از چند دقیقه، دانش‌آموز احساس می‌کند به جای کلاس درس وارد جلسه توجیهی شده است!

بهتر است روز اول فقط چند اصل اصلی را مطرح کنید.

مثلاً:

در کلاس ما به هم احترام می‌گذاریم.

وقتی یک نفر صحبت می‌کند، بقیه به او فرصت شنیده‌شدن می‌دهند.

اشتباه کردن اشکالی ندارد؛ مسخره کردن اشتباه دیگران اشکال دارد.

هرکس مسئول وسایل و رفتار خودش است.

اما یک نکته مهم‌تر وجود دارد:

 
عادت‌ها را فقط نگویید! به نمایش بگذارید!

اگر می‌خواهید بچه‌ها هنگام صحبت کردن دیگران گوش بدهند، این را فقط اعلام نکنید.

اجازه بدهید تجربه‌اش کنند.

دو دانش‌آموز را جلوی کلاس بیاورید.

یکی صحبت کند و دیگری عمداً حواسش را پرت کند.

بعد بپرسید:

«وقتی دوستتون این کار رو می‌کرد، چه حسی داشتید؟»

حالا دوباره همان فعالیت را انجام دهید؛ این بار با گوش دادن واقعی.

در این حالت، دانش‌آموز فقط یک قانون نشنیده.

یک رفتار را تجربه کرده است.

روز اول، روز شناختن بچه‌هاست

در تمام این مدت، شما فقط معلم نیستید.

شما دارید مشاهده می‌کنید.

چه کسی خیلی زود دوست پیدا می‌کند؟

چه کسی ترجیح می‌دهد تنها باشد؟

چه کسی از صحبت کردن جلوی جمع فرار می‌کند؟

چه کسی دائم دنبال تأیید گرفتن از شماست؟

چه کسی دوست دارد همه‌چیز را کنترل کند؟

چه کسی در کار گروهی دیگران را جلو می‌اندازد؟

چه کسی با اولین شکست کنار می‌کشد؟

اینها اطلاعات مهمی هستند.

پس روز اول فقط از خودتان نپرسید:

«امروز چه چیزی درس دادم؟»

یک سؤال دیگر هم بپرسید:

«امروز درباره این بچه‌ها چه چیزی فهمیدم؟»

 
بخش پنجم | وقتی زنگ آخر خورد، کار شما هنوز تمام نشده

روز اول احتمالاً با یک عالمه اطلاعات جدید تمام می‌شود.

اسم‌هایی که هنوز بعضی‌هایشان یادتان نمانده.

چهره‌هایی که باید بیشتر بشناسید.

دانش‌آموزی که خیلی آرام بود.

دانش‌آموزی که بیش از حد حرف زد.

دانش‌آموزی که اصلاً وارد فعالیت نشد.

و احتمالاً چند نکته هم هست که باید برای فردا اصلاحشان کنید.

قبل از اینکه بچه‌ها از کلاس بیرون بروند، چند دقیقه مکث کنید.

از آنها بپرسید:

«امروز چه چیزی براتون جالب بود؟»

«چه چیزی سخت بود؟»

«اگر قرار باشه فردا یک چیز رو بهتر کنیم، اون چیه؟»

یا حتی ساده‌تر:

«امروز کلاس رو با یک کلمه توصیف کنید.»

یکی می‌گوید:

«خوب.»

یکی می‌گوید:

«شلوغ.»

یکی می‌گوید:

«جالب.»

یکی می‌گوید:

«عجیب.»

همین کلمه‌ها می‌توانند برای شما اطلاعات زیادی داشته باشند.

و موقع خداحافظی، لازم نیست یک سخنرانی طولانی داشته باشید.

یک جمله کافی است:

«امروز اولین روز ما بود. هنوز داریم همدیگه رو می‌شناسیم. قرار نیست همه‌چیز از همین امروز عالی باشه؛ ولی قراره کم‌کم یک کلاس خوب با هم بسازیم.»

بعد بچه‌ها می‌روند.

در کلاس بسته می‌شود.

و شما می‌مانید و یک کلاس نسبتاً به‌هم‌ریخته، چند مداد روی زمین و یک عالمه فکر درباره فردا.

همان‌جا، قبل از اینکه مدرسه را ترک کنید، سه سؤال از خودتان بپرسید:

چه چیزی امروز خوب پیش رفت؟

چه چیزی باید فردا تغییر کند؟

درباره کدام دانش‌آموز باید بیشتر بدانم؟

همین سه سؤال، روز اول را از یک اتفاق معمولی به یک نقطه شروع واقعی تبدیل می‌کند.

 
آخرش فقط یک چیز را یادتان باشد

روز اول قرار نیست دانش‌آموز عاشق شما شود.

قرار نیست کلاس از همان روز اول کاملاً منظم باشد.

قرار نیست همه بچه‌ها را بشناسید.

قرار نیست هیچ اشتباهی نکنید.

روز اول فقط باید یک پیام روشن به دانش‌آموز بدهد:

اینجا قرار است نظم داشته باشیم.

اما قرار نیست از هم بترسیم.

اینجا قرار است یاد بگیریم.

اما قرار نیست از اشتباه کردن خجالت بکشیم.

اینجا معلم قرار است جدی باشد.

اما قرار نیست تحقیرمان کند.

و شاید مهم‌تر از همه:

اینجا من فقط یکی از دانش‌آموزهای کلاس نیستم. معلمم قرار است من را بشناسد.

اگر دانش‌آموز روز اول به خانه برود و وقتی از او بپرسند:

«معلم جدیدت چطوره؟»

بگوید:

«خوبه. فکر کنم امسال سال خوبی باشه.»

شما برای روز اول، کارتان را درست انجام داده‌اید.

نظر (23)

  1. کاربر سایت

    از مطالب ارزشمندتان سپاسگزارم.‌

    1. Untitled-1-copy2-1
      فرزاد یوسفی

      سپاس از بیان نظرتون

  2. کاربر سایت

    درود ⚘️ مقاله غنی و پر از نکته های کاربردی و جذاب بود 🙏 سپاسگزارم بابت مطالب آموزنده ای که در اختیار مخاطبتون قرار میدید 🌱 پاینده و برقرار باشید .

    1. Untitled-1-copy2-1
      فرزاد یوسفی

      لطف دارید. سپاس از نگاهتون

  3. کاربر سایت

    ممنون از شما، در این زمان از سال مطالب خوبی را یادآوری کردید.🌺🙏🌺

    1. Untitled-1-copy2-1
      فرزاد یوسفی

      خداروشکر که براتون مفید بوده

  4. کاربر سایت

    سپاس از مطالب زیباتون امیدوار بتوانم به بهترین روش ازشون استفاده کنم.

    1. Untitled-1-copy2-1
      فرزاد یوسفی

      حتما همینطور خواهد بود ما رو هم در جریان موفقیت هاتون قرار بدید

  5. کاربر سایت

    سپاس فراوان بابت مطالب مفیدی که عنوان کردین .
    آمادگی قبل از شروع سال تحصیلی استرس و درگیری ذهن ما رو کم می کنه .
    ممنون که کنار ما هستین آقای یوسفی🙏

    1. Untitled-1-copy2-1
      فرزاد یوسفی

      درود بر شما ما هم به همراهی شما افتخار میکنیم موفق باشید معلم عزیز

  6. کاربر سایت

    مثل همیشه عالی و بی نظیر بود .

  7. کاربر سایت

    خیلی کاربردی بود.مثل همیشه.سپاس

  8. زهره محمدی

    ممنون و سپاس از به اشتراک گذاشتن دانسته های پربار و گهربارتون و اینکه در بهترین زمان ممکن

  9. کاربر سایت

    کاش برای متوسطه دوم هم میگذاشتید …

  10. کاربر سایت

    بسیار جامع و مفید
    سپاس از شما استاد گرامی

  11. کاربر سایت

    سلام و احترام
    مثل همیشه، نکات ناب منتقل شد. لطف بی دریغتان را سپاس
    درخشنده باشید

    1. Untitled-1-copy2-1
      فرزاد یوسفی

      سپاس از نگاه پرمهرتون خوشحالیم که مفید بوده براتون

  12. کاربر سایت

    مقاله بسیار کاربردی، غنی و عالی بود.
    هرآنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.

    1. Untitled-1-copy2-1
      فرزاد یوسفی

      ممنونیم از همراهیتون پایدار باشید

  13. عذرا جباری دارستانی

    کاربردی و آموختنی بود. بسیار سپاسگزارم.

    1. Untitled-1-copy2-1
      فرزاد یوسفی

      درود بر شما تشکر از توجهتون

  14. کاربر سایت

    سپاسگزارم از به اشتراک گذاشتن این نکات بسیار کاربردی 🙏🌱

    1. Untitled-1-copy2-1
      فرزاد یوسفی

      خوشحالیم که براتون کاربردی بوده ممنون از همراهی تون

دیدگاه خود را اینجا قرار دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *